در انتظار فردا

آینده‌ای که منتظرش بودم، تا حد زیادی نزدیک شده ...... و من با خودم فکر می‌کنم به اون سیاهی که فکر می‌کردم نبود، بلکه نقره‌اییه!

در انتظار فردا

آینده‌ای که منتظرش بودم، تا حد زیادی نزدیک شده ...... و من با خودم فکر می‌کنم به اون سیاهی که فکر می‌کردم نبود، بلکه نقره‌اییه!

آه!!:((

 

پروردگار

 

 

 

احساس دردناکیه!

یعنی صدام رو نمی‌شنوی؟؟

نمی‌شنوی که دارم با تو حرف می‌زنم؟؟؟

واقعا نمی‌فهمی؟؟ دیگه از این واضح‌تر چجوری بگم دارم با تو حرف می‌زنم؟؟

حتی منو نمی‌بینی ...... به همین سادگی ....... به همین سادگی!!

 

 

 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد