در انتظار فردا

آینده‌ای که منتظرش بودم، تا حد زیادی نزدیک شده ...... و من با خودم فکر می‌کنم به اون سیاهی که فکر می‌کردم نبود، بلکه نقره‌اییه!

در انتظار فردا

آینده‌ای که منتظرش بودم، تا حد زیادی نزدیک شده ...... و من با خودم فکر می‌کنم به اون سیاهی که فکر می‌کردم نبود، بلکه نقره‌اییه!

تنهای تنها

                          پروردگار

 

 

 

 

خیلی خسته ام ..... انگار هیچ وقت روی آرامش رو نمیبینم ..... انگار این مشکلات نمیخوان حل شن و نباید حل شن ...... انگار قسمت اینه که همیشه همین جوری باشه! انگار هر دری رو که میزنم بعدش باید به دره بخوره ...... به هر طنابی چنگ میزنم چیده میشه ...... به هر کور سوی نوری چشم میدوزم خاموش میشه ...... باید یه راهی وجود داشته باشه ...... مگه میشه سیاه بود؟

 

تنها امیدم به خداست ..... مثل همیشه از تنها کسی که کمک میخوام خداست ..... اما نمیدونم چرا نمیشنوم چیزی ...... انگار کاری کردم که کر شدم! انگار اشتباهی کردم که باید اینجوری تاوانش رو بدم ...... انگار آزمایشی ست که باید توش نمره بگیرم ....... شایدم خدا میخواد توی سختی ها رشد کنم ....... باید شکر کرد ..... فقط باید شکر کرد و چشم و گوشم رو سعی کنم باز کنم و حقیقت رو ببینم! باید سعی کنم که صبور باشم! خدایا شکرت ..... خدایا شکرت!

 

خدایا بدادم برس!

دیگه دارم له میشم ..... پیش هر کسی رفتم که کمکی بکنه بدتر خراب کرد ..... مامان اینا نمیتونن کمکم کنن ...... مامان درک نمیکنن احساسم رو ..... کامران هم درک نمیکنه..... هیچ کسی درک نمیکنه ....... شایدم نباید انتظار داشت کسی درک کنه و بدونه باید چکار کرد ....... خدایا بدادم برس!

 

فقط یه ضربه دیگه کافیه تا نابود بشم و نابود بشه هر چیزی که میتونست درست بشه!! دارم تموم میشم ...... مشاور روحانی یجور، غیر مذهبی هم یجور ....... پس کی میتونه به ما کمک کنه؟؟ خدایا! داری میبینی که تنهاییم ..... خدایا میبینی که بیچاره شدیم ..... خدایا میبینی که داریم در جا میزنیم اگه سقوط نکنیم ...... خدایا میبینی که داریم تلاش میکنیم تا راه حل پیدا کنیم، تا بسازیم و سازنده باشیم ...... اما انگار چیزی درست نمیشه ..... خدایا نامیدم نکن ..... فقط بهم امید بده و صبر و کمکم کن! خدایا نذار سرشکسته بشم ...... خدایا یه لحظه ما رو تنها نذار که تمام سرمایه مون تویی!! خدایا قبلا تنهایی، تنها بودم و میدونستم با درد خودم و لطف تو چجوری سر کنم و خوب باشم و رشد کنم ...... اما حالا چی! حالا ما تنهاییم و نمیدونم چیکار کنم و چه راهی رو باید از کجا پیدا کنم و چه تدبیر و چاره ای کنم!!

 

ربی! من لی غیرک؟

خودت میدونی ..... گفتنی ها و ناگفتنی ها رو همه رو خوب میدونی ...... دیگه بگو چیکار کنم؟ تو بهم بگو چیکار کنم! خدایا راهنماییمون کن ......

 

 

 

 

نظرات 1 + ارسال نظر
مانی چهارشنبه 25 مهر‌ماه سال 1386 ساعت 02:30 ب.ظ http://maniyeman.blogsky.com

خواهش میکنم انقدر گرفته و ناراحت نباش وا قعا دنیا ارزش این غصه هارو نداره
خواهش میکنم صبر کن خدا کمک میکنه مطمئن باش

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد