پروردگار
شاید با دیدن این عنوان بیشتر به فکر شرایط و روابط کنونی من و بابا بیفتی .... اما این عنوان برای ماست! من و تو ..... سکوتی که در بین ما هست و هر دو می دونیم هست و هیچ حرفی در موردش نمیزنیم و وقتمون رو الکی با حرفای الکی هدر میدیم و به هیچ جایی نمیرسیم و هیچ چیزی هم بدست نمیآریم! من قصد ندارم این مرزبندی که تو کردی رو بشکنم یا تغییر بدم ..... میزارم همینجوری بمونه ..... اگه خوب بود همه چیز رو در همین سکوت ادامه میدیم و همچنان بدون هیچ تغییر ..... و اگه بد بود باز هم بدون تغییر، تا تو بفهمی که هر وقت دلت خواست نمیتونی هر رفتاری خواستی بکنی و بعدش رویهات رو خیلی راحت عوض کنی تنها با تصمیم و فکر و نظر خودت ..... اونم وقتیکه روابط دو نفره هست نه تنهایی!
حرف خاص و زیادی ندارم ..... کل حرفام همین بود! اینقدر توی این چند روزه چرند گفتم که تا ۱۰ ساله دیگه هم نمیتونم به این اندازه چرند و پرند بگم ......
اگه روزشمار بالای صفحه رو هم ببینی متوجه میشی که تا موعد اولیه عقد زیاد نمونده ..... و تو، نه منو مطمئن کردی، نه دلم رو بدست آوردی ..... و من دارم تصمیم قطعیم رو میگیرم کم کم، حتی اگه نتونم بطور دقیق برای کل زندگیم هدف جزئی و برنامه بریزم الان!
تقدیم تو اقاقیا ،عطر گلای رازقی***که اومدی به خونه ی ترانه های عاشقی
وب زیبایی داری
خوشحال میشم به کلبه حقر ما نیز سری بزنید
به امید دیدار
سلام دوست نازنینم...بهترین ارزوها رو برات دارم