FIF09 Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

پروردگار

 

 

 

 

سلام! وقت بخیر

 

سال ۸۶ با همه خوبی‌ها و بدی‌ها، خوشی‌ها و سختی‌ها، امید‌ها و آرزو‌ها، شدنی‌ها و نشدنی‌هاش به پایان رسید و برگ تقویم جدیدی ورق خورد که بالاش نوشته فروردین سال ۱۳۸۷! توی این سال اتفاقات اجتماعی- سیاسی- فرهنگی زیادی افتاد ..... جامعه اگه باهوش و خردمند بوده باشه تحولات زیادی رو حس کرده و اگر بی‌خبر بوده « ای بی خبر بکوش که صاحب خبر شوی» تا عبرت گرفته بشه و تجربه درست و حسابی برای سال ۸۷!

نامردی و بی‌انصافیه اگه نگم که من و کامران اساسی بهم علاقمند شدیم و الفتی که بینمون هست خدا رو شکر ریشه‌ایه! و بازهم نامردیه اگه نگم کامران واقعا اخلاقای خیلی خوبی داره و مشکلاتی که داریم رو همین اخلاقای خوبش باعث می‌شه بتونیم تحمل کنیم ...... خدا رو شکر می کنیم که کامران از این موجودات بقول مامانم روغنی و مو سیخ سیخی و بقول خودم لات و سوسول نیست! و خدا رو شکر می‌کنیم که هر دومون می‌خواهیم و داریم سعی می‌کنیم که مشکلاتمون رو حل کنیم و البته بی‌انصافیه اگه نگم که نسبت به قبل اوضاع و احوال خیلی بهتره!

مدتها بود که اینجوری دلم برای کامران تنگ نشده بود ....... دیدنش توی عید به روحم جلای اساسی داده! خدائیش دیشب خیلی خوش تیپ شده بود کامران!!  واقعا دلپذیر بود!! یه آقای جنتلمن به تمام معنا! مو لای درزش نمی‌ره!

از دوستای خوب و مهربانی که اینجا پیدا کردم و دوستانی که احیانا بصورت نامرئی در جمعون هستن هم همجوره تشکر می‌کنم و امیدوارم که سال خوبی داشته باشن! مخصوصا از دو دوست عزیز فاطمه خانوم و فیروزه خانوم ممنونم که در نهایت صمیمیت و تدبیر، مهربانی کردن و امیدوارم هر دوی این عزیزان در سال ۸۷ همآغوش شادی و قرین رحمت و نعمت خداوند باشن و فیروزه جان هم هر چه زودتر آجیل مشکل‌گشایی رو به من بدن و منم به بقیه!

این روزها دلم نمی‌خواد به مشکلاتمون مثل قبل نگاه کنم ..... دلم می‌خواد سال ۸۷ سال موفقیت و خوبی و شادی باشه برامون! سال افتخار و پیروزی و بندگی خداوند ...... سالی که وقتی که گذشت ازش احساس رضایت داشته باشم!

الان که به یکسالی که گذشته نگاه می‌کنم، با تمام فراز و نشیب‌هاش، سالی بود که من توش خیلی چیزها یاد گرفتم! سالی بود که من یهو بزرگ شدم ...... سال ۸۶ سال عجیبی بود برام، غم‌های زیادی داشت اما همراهش وقتی لحظات کمی که برای خندیدن بود، خنده‌های خوبی بود! سال ۸۶ سالی بود که من با تمام سکون و عدم تکاپویی که در خودم حس می‌کردم، نسبت به سال قبلش، یعنی سال ۸۵ من احساس پیشرفت می‌کردم! الان من از چیزی که بودم در سال ۸۶ راضی نیستم و مطمئنم می‌شد بهتر بود اما پیشرفتی که نسبت به سال قبل داشتم قابل توجه بود برام! من ناخواسته چیزی بدست آوردم که قبلا نداشتم و خدا رو بابت این نعمت شکر می‌کنم! امیدوارم که خدا ما رو قرین رحمت و نعمت خودش کنه و همه ما سال خوب و پربرکت و سعادتمندی زیر سایه آقامون داشته باشیم و ایشون به ما عنایت و نظر داشته باشن

انشاءالله!

 

 

 

 

 

 

پ.ن: راستش تا الان سرم خیلی شلوغ بود و همش مهمون داشتیم (بزرگ فامیل بودن بدیش همینه دیگه، فرصت پیدا نمی‌کنیم که حتی ظرفا رو جمع کنیم! یهو همه با هم میان!!) بعدشم که من امروز نمی‌دونم چم شده اصلا حالم خوب نبود! دیشب که همش حول آقا کامران بودم(یم) که داریم میایم خونتون و اینا و بعدشم که تمام خونشون پولک پولکی (بولکی) شده و هی کامران میگن: هیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی!!!

پ.ن: کامران در این مورد من به تو افتخار می‌کنم! جدی می‌گم! به شعارهام هم می‌افزایم! کامران بلندترین مرد دنیا (دیگه حتی از دایی علی جونم هم بلندتره!!) کامران خوش تیپ ترین مرد دنیا!! همیشه و همه جا، آسودگی با کامران! هرروز بهتر از دیروز، کامران!

پ.ن: یه پست خوب زدم به امید اینکه وقتی اولین پست امسالمون خوب باشه تا آخر سال خوب خوب خوب باشیم و خبرای خوب بنویسیم ......... یه پست خوب زدم و خوب خوب نوشتم که تو هم دلت شاد شه ....... برام مهمه که تو هم دلت شاد باشه! با آرزوی بهترین‌ها برای همه جوونا!

 

 

 

 

 



دوشنبه 5 فروردین ماه سال 1387 | 8 نظر